زندگی

شعر عاشقانه ❤️ ؛ زیباترین اشعار عاشقانه کوتاه و رمانتیک برای عشق و یار

شعر عاشقانه ❤️ ؛ زیباترین اشعار عاشقانه کوتاه و رمانتیک برای عشق و یار

جدیدترین شعر عاشقانه ❤️ , زیباترین اشعار برای عشق و یار, شعر زیبای رمانتیک برای عشقم شعر عاشقانه زیبا در این بخش مجموعه اشعار عاشقانه زیبا از شاعرهای

شعر عاشقانه ❤️ ؛ زیباترین اشعار عاشقانه کوتاه و رمانتیک برای عشق و یار

جدیدترین شعر عاشقانه ❤️ , زیباترین اشعار برای عشق و یار, شعر زیبای رمانتیک برای عشقم

در این بخش مجموعه اشعار عاشقانه زیبا از شاعرهای ایرانی را آماده کرده ایم. امیدارویم از خواندن این شعرهای کوتاه عاشقانه لذت ببرید.

تویی که ناب ترین فصل هر کتاب منیشروع وسوسه انگیز شعر ناب منی

من آن سکوت شکسته در آسمان توامو تو درآمد دنیا و آفتاب منی

چقدر هجمه ی تشویش بی تو بودن هاتویی که نقطه ی پایان اضطراب منی

برای زندگی ی بی جواب و تکراریبه موقع آمدی و بهترین جواب منی

روان در اوج خیالم چو رود می مانیهمیشه جاری و مانا در عمق خواب منی

نفس پس از گذرت از حساب می افتدو تو دلیل نفس های بی حساب منی

رها مکن غزلم را همیشه با من باشکه ختم خاطره انگیزه شعر ناب منی

باز امشب غزلی كنج دلم زندانی است

آسمان شب بی حوصله ام طوفانی است

هيچ كسی تلخی لبخند مرا درک نكرد

های های دل ديوانه ی من پنهانی است

شعر عاشقانه

اشعار عاشقانه حافظ : دل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییدل بی تو به جان آمد وقت است که بازآیی

محترم دار دلم کاین مگس قند پرستتا هوا خواه تو شد فر همایی دارد

از عدالت نبود دور گرش پرسد حالپادشاهی که به همسایه گدایی دارد

اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتنددرد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشقهر عمل اجری و هر کرده جزایی دارد

نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرستشادی روی کسی خور که صفایی دارد

شعر عاشقانه

هر که در عاشقی قدم نزده استبر دل از خون دیده نم نزده است

او چه داند که چیست حالت عشقکه بر او عشق، تیر غم نزده است

خاقانی

~~~~~✦✦✦~~~~~

دگر از درد تنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم، شربت دیدار می‌باید

ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصحنصیحت گوش کردن را دل هشیار می‌باید

مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزیکه می‌گفتم: علاج این دل بیمار می‌باید

بهائی بارها ورزید عشق، اما جنونش رانمی‌بایست زنجیری، ولی این بار می‌باید

شیخ بهایی

~~~~~✦✦✦~~~~~

دعوت من بر تو آن شد کایزدت عاشق کنادبر یکی سنگین دل نامهربان چون خویشتن

تا بدانی درد عشق و داغ هجر و غم کشیچون به هجر اندر بپیچی پس بدانی قدر من

رابعه قزداری

شعر عاشقانه نظامی

~~~~~✦✦✦~~~~~

تا در ره عشق آشنای تو شدمبا صد غم و درد مبتلای تو شدم

لیلی‌وش من به حال زارم بنگرمجنون زمانه از برای تو شدم

وحشی بافقی

شعر عاشقانه

تمام ترانه هایم ترنم یاد توست و تمام نفسهایم خلاصه در نفسهای توستای زلال تر از باران و پاکتر از آیینه به وجود پر مهر تو می بالم

و تو را آنگونه که میخواهی دوست دارم

ای مهربان – پرنده خیالم با یاد تو به اوج آسمانها پر خواهد گشود

و زیبایی ات را به رخ فرشتگان خواهد کشیدتبسمی از تو مرا کافیست که  از هیچ به همه چیز برسم

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرمدر چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنممنتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

سر رو شونه هایت بگذارم….از عشق تو…..از داشتن تو…اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در اغوش بگیرمبوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنماری من تورا دوست دارموعاشقانه تو را می ستایم

شعر عاشقانه

به عاشقان و معشوقه های شهر بگویید…

دلبری برای یکدیگر را…

بگذارند به وقت تنهاییشان!

خیابان،مترو و تاکسی جای دست کشیدن روی ابرو…

سر روی شانه گذاشتن. و لمس شال و گیسو نیست…

شاید یک نفر چشمانش را بست…

شاید یک نفر خاطرش پر کشید…

شاید یک نفر دلش رفت…

شاید یک نفر دلش تنگ شد

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشگل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشندخواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعلزین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبوداین همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که از کوچه معشوقه ما می‌گذریبر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوستهر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دلجانب عشق عزیز است فرومگذارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاهبه دو جام دگر آشفته شود دستارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بودنازپرورد وصال است مجو آزارش

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دلبی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غماین دل، که توراست، سنگ خاراست، نه دل

رودکی

~~~~~✦✦✦~~~~~

جهان بی عشق سامانی نداردفلک بی میل دورانی ندارد

نه مردم شد کسی کز عشق پاکستکه مردم عشق و باقی آب و خاکست

چراغ جمله عالم عقل و دینستتو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

امیرخسرو دهلوی

~~~~~✦✦✦~~~~~

هر شب به تو با عشق و طرب می‌گذردبر من زغمت به تاب و تب می‌گذرد

تو خفته به استراحت و بی تو مراتا صبح ندانی که چه شب می‌گذرد

هاتف اصفهانی

~~~~~✦✦✦~~~~~

ای ابر چراست روز و شب چشم تو تروی فاخته زار چند نالی به سحر

ای لاله چرا جامه دریدی در براز یار جدایید چو مسعود مگر

مسعود سعد سلمان

~~~~~✦✦✦~~~~~

عشق تو عالم دل جمله به یکبار گرفتبختیار اوست برما که تو را یار گرفت

من اسیر خود واز عشق جهانی بی‌خودمن درین ظلمت و عالم همه انوار گرفت

سیف فرغانی

خیال روی تو در هر طریق همره ماست

خیال روی تو در هر طریق همره ماستنسیم موی تو پیوند جان آگه ماست

به رغم مدعیانی که منع عشق کنندجمال چهره تو حجت موجه ماست

ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گویدهزار یوسف مصری فتاده در چه ماست

اگر به زلف دراز تو دست ما نرسدگناه بخت پریشان و دست کوته ماست

به حاجب در خلوت سرای خاص بگوفلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست

به صورت از نظر ما اگر چه محجوب استهمیشه در نظر خاطر مرفه ماست

اگر به سالی حافظ دری زند بگشایکه سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ماست

******

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوستتا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفسطوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

******

ملوانی شوریدهخلبانی سر به هواشاعری عاشققصابی دل رحمکارگری ساده…آدم‌های زیادی در من هستندکه عاشق هیچ کدامشان نیستی

جلیل صفر بیگی

همگان به جست‌ و جوی خانه می‌گردندمن کوچه‌ خلوتی را می‌خواهمبی‌ انتها برای رفتنبی‌ واژه برای سرودنو آسمانی برای پرواز کردنعاشقانه اوج گرفتنرها شدن

سیدعلی صالحی

~~~~~✦✦✦~~~~~

کاری کنساحلرویای رسیدن به تو نباشددر دریاچاره جزعاشق بودننیست

کیکاووس یاکیده

~~~~~✦✦✦~~~~~

این عشق ماندنی این شعر بودنیاین لحظه‌های با تو نشستن سرودنی‌ست

من پاکباز عاشقم از عاشقان توبا مرگ آزمای با مرگاگر که شیوه تو آزمودنی‌ست

حمید مصدق

چندان به تماشایش برنشستیمکه بامدادی دیگر برآمدو بهاری دیگر

از چشم اندازهای بی برگشت در رسیداز عشق تن جامه‌ای ساختیم روئینهنبردی پرداختیم که حنظل انتظاربر ما گوارا آمد

ای آفتاب که برنیامدنتشب را جاودانه می‌سازدبر من بتابپیش از آن‌که در تاریکی خود گم شوم

محمد شمس لنگرودی

~~~~~✦✦✦~~~~~

به خاطر مردم است که می‌گویمگوش هایت را کمی نزدیک دهانم بیار

دنیادارد از شعرهای عاشقانه تهی می‌شودو مردم نمی‌دانندچگونه می‌شود بی هیچ واژه ایکسی را که این همه دور استاین همه دوست داشت

لیلا کردبچه

~~~~~✦✦✦~~~~~

در این هستی غم انگیزوقتی حتی روشن كردن یک چراغ ساده «دوستت دارم»كام زندگی را تلخ می‌كند

وقتی شنیدن دقیقه ای صدای بهشتی‌اتزندگی را تا مرزهای دوزخ می‌لغزانددیگر نازنین منچه جای اندوه؟چه جای اگر؟چه جای كاش؟و من…

این حرف آخر نیست!به ارتفاع ابدیت دوستت دارمحتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانهاز لذت گفتنش امتناع كنم

مصطفی مستور

~~~~~✦✦✦~~~~~

آغوش تو تخفیف عمر من استدچارت که باشم ….هر شب سالی نوری است،میان کهکشان راه شیری بوسه هایت…

اشعار عاشقانه | شعر عاشقانه بلند و کوتاه | زیباترین شعرهای…

اشعار عاشقانه سعدی؛ زیباترین شعرهای عاشقانه و رمانتیک سعدی

گاهی باید از همه چیز دل کند و رفت !

باید پلهای پشت سر را خراب و کرد

و هیچ راه برگشتی هم باقی نگذاشت !

حتی اگر دوستش داشته باشی

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

الا یا ایها الساقی..

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمجرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گویدکه سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایلکجا دانند حال ما سبک باران ساحل‌ ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخرنهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظمتی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها

غم عشق..

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کردچون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیختآه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد

اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یارطالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد

برقی از منزل لیلی بدرخشید سحروه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد

ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیبنیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد

آن که پرنقش زد این دایره میناییکس ندانست که در گردش پرگار چه کرد

فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوختیار دیرینه ببینید که با یار چه کرد

خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداختبه قصد جان من زار ناتوان انداخت

نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بودزمانه طرح محبت نه این زمان انداخت

******

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود در این خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداختجانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

******

بهترین جای دنیاستآغوش چشمانتآن جا که دلمرؤیا بپا میکنددر حصار لب هایتبهشتی به پهنایاز بوسه تا عشق !

******

کام دوست…

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوستتا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفسطوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و منبر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست

سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشرهر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست

بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنکدردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست

گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیاخاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراقترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست

حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساززان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر باد

مرا از توست هر دم تازه عشقیتو را هر ساعتی حسنی دگر باد

و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوسز حقه دهنش چون شکر فرو ریزد

من آن فریب که در نرگس تو می‌بینمبس آب روی که با خاک ره برآمیزد

فراز و شیب بیابان عشق دام بلاستکجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد

******

راه عشق …

راهیست راه عشق که هیچش کناره نیستآنجا جز آن که جان بسپارند چاره نیست

هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بوددر کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست

ما را ز منع عقل مترسان و می بیارکان شحنه در ولایت ما هیچ کاره نیست

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشدجانا گناه طالع و جرم ستاره نیست

او را به چشم پاک توان دید چون هلالهر دیده جای جلوه آن ماه پاره نیست

فرصت شمر طریقه رندی که این نشانچون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست

نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ روحیران آن دلم که کم از سنگ خاره نیست

******

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرسبیگانه گرد و قصهٔ هیچ آشنا مپرس

ز آنجا که لطف شامل و خلق کریم توستجرم نکرده عفو کن و ماجرا مپرس

******

جلوه معشوقه …

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشتو اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیستگفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت

یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراضپادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت

در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوستخرم آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت

خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیمکاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکنشیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیرذکر تسبیح ملک در حلقه زنار داشت

چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشتشیوه جنات تجری تحتها الانهار داشت

******

سخن عشق …

صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفتناز کم کن که در این باغ بسی چون تو شکفت

گل بخندید که از راست نرنجیم ولیهیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت

گر طمع داری از آن جام مرصع می لعلای بسا در که به نوک مژه‌ات باید سفت

تا ابد بوی محبت به مشامش نرسدهر که خاک در میخانه به رخساره نرفت

در گلستان ارم دوش چو از لطف هوازلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت

گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کوگفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت

سخن عشق نه آن است که آید به زبانساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت

اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداختچه کند سوز غم عشق نیارست نهفت

عاشقت هستمعاشق هر آنچه هستیعاشق هر آنچه انجام می دهیتو بانوی جذاب زندگی ام هستیفریبندگی و عشق تو زندگی ام را با ارزش کردهتو عشق من و بهترین دوستم هستیهمسرمهمیشه عاشقت هستم!

بوسه یعنی وصل جانان وصل عشقبوسه یعنی یک شدن در درس عشق

کافیستصبح که چشمانت را باز می‌کنیلبخندی بزنی جانمصبح که جای خودش را داردظهر و عصر و شب همبخیر می‌شود

محمد خسرو آبادى

عشق من نسبت به تو مانند دریای مواج استعشقی عمیق و قدرتمند و جاودانکه در برابر طوفان ها و بادها و باران هاهمیشه زنده خواهد ماندقلب های ما سرشار از پاکی و عشق هستندو من با هر ضربان قلب بیشتر از قبل عاشقت می شوم

به جان جوشم که جویای تو باشمخسی بر موج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی، کاشیکی از آرزوهای تو باشم

محمدرضا شفیعی کدکنی

زمانی که برای اولین بار دیدمتاز دور همانند فرشته بودیوقتی نزدیک تر شدمقلبم بیشتر و بیشتر به تپش افتادهمان لحظه بود که فهمیدمبقیه عمرم را عاشق تو خواهم بودبا لمس دستان تو همه زندگی ام دگرگون شدو اکنون، برای همیشه می خواهم کنارت باشم.

ای روی خوب تو سبب زندگانی‌ امیک روزه وصل تو طرب جاودانی‌ ام

جز با جمال تو نبود شادمانی‌ امجز با وصال تو نبود کامرانی‌ ام

بی‌ یاد روی خوب تو ار یک نفس زنممحسوب نیست آن نفس از زندگانی‌ ام

دردی نهانی‌است مرا از فراق توای شادی تو آفت درد نهانی‌ ام

انوری

ز هم نمی توانم باور کنم که واقعا اتفاق افتاده باشدما همدیگر را ملاقات کردیم و ناگهان توبخش خاص و مهم زندگی ام شدیعزیزمعشق تو باعث شادی هر روز من است.دوستت دارم

چو به خنده بازیابم اثر دهان تنگشصدف گهر نماید شکر عقیق رنگش

بکنند رخ به ناخن بگزند لب به دندانهمه ساحران بابل ز دو چشم شوخ و شنگش

خاقانی

همسر عزیزمتنها نگاه کردن به چشمانت، لبخند به لب هایم می نشاندو آغوش گرمت مایه آرامش من استو با بوسه شیرینت در آسمان ها پرواز می کنمو با لمس تنت بر فراز ابرها سیر می کنموقتی کنار تو هستماحساس می کنم هر لحظه عاشق می شوم، بارها و بارها

یار با ما بی‌ وفایی می‌کندبی‌ گناه از من جدایی می‌کند

شمع جانم را بکشت آن بی‌ وفاجای دیگر روشنایی می‌کند

هم نظری هم خبری هم قمران را قمریهم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری

مولانا

بمون ولی به خاطرِ غرور خسته‌ام بروبرو ولی به خاطرِ دل شکسته‌ام بمون

به موندن تو عاشقم، به رفتن تو مبتلاشکسته ام ولی برو، بریده‌ام ولی بیا

چه گیج حرف می‌زنم، چه ساده درد می‌کشماسیر قهر و آشتی میون آب و آتشم!

تو را نفس کشیدم و به گریه با تو ساختمچه دیر عاشقت شدم، چه دیرتر شناختم…

“عبدالجبار کاکایی”

ممکن ز تو چون نیست که بر دارم دلآن به که به سودای تو بسپارم دل

گر من به غم تو نسپارم دلدل را چه کنم بهر چه می‌دارم دل

منم تنها ترین تنهای تنهاو تو زیبا ترین زیبای دنیا

منم یلدای بی پایان عاشقتو بودی مرحم زخم شقایق

نگاهت را پرستم ای نگارمفدای تار مویت هرچه دارم

منم تنها ترین تنهای تنهاو تو زیبا ترین زیبای دنیا

منم یلدای بی پایان عاشقتو بودی مرحم زخم شقایق

نگاهت را پرستم ای نگارمفدای تار مویت هرچه دارم

بگیر این گل از من یاد بودىکه تنها لایق این گل تو بودىفراوان آمدند این گل بگیرندندادم چون عزیز من تو بودى

“تو را دوست دارم ”و این دوست داشتنحقیقتی است که مرابه زندگی دلبسته می کند …

“احمد شاملو”

عشق تو چیزی دارد که به من آرامش می‌بخشدحتی اگر همه جهان بلرزدمن با عشق تو محکم و استوار بی ترس می‌خوابم

مطلب قبلی

نگاهی به آبشار ویسادار یکی از جاذبه های گردشگری در گیلان

مطلب بعدی

جملات تبریک تولد همسر و عکس نوشته های زیبای تبریک روز تولد به همسر و عشق

منبع

شعر عاشقانه ❤️ ؛ زیباترین اشعار عاشقانه کوتاه و رمانتیک برای عشق و یار
www.topnaz.com

دکمه بازگشت به بالا